![]() ![]() ![]() |
مثل آبی مثل دریا مثل شرجی ،مثل شبنم مث ناز اطلسی ها مث سادگی مریم مث آوازه ستاره اومدی شبو شکستی وقتی مثل اشک آهو تو نگاه من نشستی اومدی که آسمونم به ستاره دل ببنده اون که خواب گریه می دید توی گریه هاش بخنده...
|
فقط یه گوشه ای برای گریه کردن کردن پیدا می کنی تا جائی که نگاه مردم هم برام مهم نباشه و فقط زار می زنی ولی به همون خدایی که می پرستی این وقت خیلی کم نیست به قرآن خیلی کم خیلی بدون خنده های پدر دیگه مگه میشه زندگی کرد نههههههههههههههههههههههههههه
وقتی بهت بگن برای در کنار پدر بودن فقط 6ماه دیگه وقت داری چی کار می کنی؟
خوش به حال اونایی که باباهاشون حالا حالاها پیششونن قدرشونو بدونین