مثل آبی مثل دریا



مثل شرجی ،مثل شبنم مث ناز اطلسی ها مث سادگی مریم مث آوازه ستاره اومدی شبو شکستی وقتی مثل اشک آهو تو نگاه من نشستی اومدی که آسمونم به ستاره دل ببنده اون که خواب گریه می دید توی گریه هاش بخنده...

پنجشنبه 9 فروردين 1386 @ 02:08

نذر امشب

به صدای قلبم گوش کن ،دیگر نای صدا کردن هم ندارد !

 به حرفهایت وقتی فکر می کنم به دنیای پنهان تو می برد مرادیگر از نامردیهاخسته ام و زیر سکوت قلبهای آهنی می شکنمامشب می خواهم به یاد قشنگ تو شاد باشم به خدای پروانه ها سوگند دلم را برای با طراوت ماندن نذر کرده ام و سبز بودن را ازخدا می خواهم می دانم که نگاهت پاکتر از آیینه و آب است به خدای آسمانها به قناریها که  عاشقانه  می خوانند

سپرده ام موسیقی انتظار سر دهند.

?گل يخ | پیوند | [ 7 ] نظر | ارسال نظر