![]() ![]() ![]() |
مثل آبی مثل دریا مثل شرجی ،مثل شبنم مث ناز اطلسی ها مث سادگی مریم مث آوازه ستاره اومدی شبو شکستی وقتی مثل اشک آهو تو نگاه من نشستی اومدی که آسمونم به ستاره دل ببنده اون که خواب گریه می دید توی گریه هاش بخنده...
|
گل يخ بازم دلش گرفته
اين وبلاگ ديگه آپ نميشه
كمي آهسته تر گلويم را بفشار !
فقط كمي آهسته تر
خواهش مي كنم
تو را مي گويم : بغض قديمي
تويي كه تا مي آيم زندگي را مزه كنم ، به سراغم مي آيي
تويي كه حتي نمي خواهي يك لحظه توهم خوشبختي حتي ، با من باشد !
مي خواهم زندگي كنم ، حتي اگر انگيزه ام تنها نوشتن باشد !
پس بگذار نفس بكشم
بغض قديمي ، فقط كمي از فشار دستهايت بكاه
مي دانم خواهش بزرگيست اما تنها كمي آهسته تر گلويم را بفشار
آنقدر كه اشكهايم بتواند بر گونه هاي تبدارم بريزد !!
…كمي آهسته تر …
خداحافظ.
گل يخ بازم دلش گرفته
شايد اون رفتن مرگ نباشه كه برگشتي نداره ولي ... امشب فقط مي خوام دعا كنم و از
خدا بخوام زود فراموش كنه شايد با اومدن يكي ديگه تو زندگيش بتونه راحت تر قبول كنه
كاخي كه ريخته ديگه جمع كردنش محال فكرشو نكن به زندگيت ادامه بده
براي اوني كه يه روزي ....امشب از ته قلبم دعا مي كنم
گل يخ بازم دلش گرفته
امشب داشتم با شراره حرف مي زدم خيلي داغون بود اشكش هم همين طور سرازير بود دلم بيشتر گرفت خواستم دلداريش بدم ولي ديدم فايده نداره بهش گفتم بذار لااقل برات قشنگ ترين خاطرت باقي بمونه اگه نمي خواي فراموشش كني حيف چشمهاي قشنگش كه همين طور اشك مي ريخت فرق بين منو اون خيلي زياده 7 سال با 7 يا 8 ماه بهش حق ميدم وقتي كه هر دفعه مي بينتش تمام خاطراتش دوباره براش زنده ميشه ولي اون لايقش نيست شراره خيلي خوب خيلي ...خيلي دوسش دارم امشب براش دعا كردم نمي دونم دعام ميستجاب ميشه يا نه ولي خدا از اين برزخي كه توش گرفتاره نجاتش بده من هم قضيه خودمو تموم شده ميدونم يكي هم داره اين طوري عذابم ميده من ديگه واقعا نمي خوام واقعانمي خوام تمومش كن لطفا ...بايد برنامه ريزي كنم چقد كار ناتموم دارم
ني ني هم مثل گل يخ بازم دلش گرفته
ولي هيچ مدلي نا اميد نميشه و نيست
خوشكلك من اگه فك ميكني تنهايي پس اين كيه كه داره به جاي تو اينجا مينويسه
كيه كه داره تموم راه ها رو هموار ميكنه تا تو حتي يه لحظه احساس غم و ناراحتي نداشته باشي
خودت ميدوني من دوباره چي كار كردم پس نگران نباش
دارم كارا رو اونجوري كه تو دوست داري به نتيجه ميرسونم
مي دونم يكمي نگراني شايد هم بيشتر از يكمي
ولي خب طبيعيه بايد هم اينجوري باشه
ولي قرار نيست جا بزنيم
به زودي زود منتظر يه اتفاق غير پيشبيني (تا يه مدت پيش البته) باش
خيلي دوستت دارم گلكم
نميذارم هيچ وقت احساس تنهايي كني نازنين من
تو هنوز هم در مورد من اشتباه نكردي گلكم
فقط يه چند روزي بايد اين دوري رو تحمل كنيم
مطمئن باش پشت سر هر سختي اي يه مرحله آسوني هم هست تو زندگي
مطمئنممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
البته اون جوري كه تو نا اميدي من برعكستم فعلا و اين تنها تفاوتيه كه تو اين مدت با هم داشتيم
بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
گل يخ بازم دلش گرفته
تنهاي تنها چند نفر ديگه احساس تنهايي مي كنن يه چند وقتي ديگه خودمو بينشون نمي ديدم ولي حالا ...چرا بازم برگشتم پيششون خدايا تو اين راه كمكم كن خودت مي دوني كه طاقت ندارم و حتي نايي براي قدم برداشتن هم نيست ولي بايد رفت تا كجا تا كي؟؟؟
دلم گرفته خيلي هم گرفته دلم مي خواست داد بزنم
كاش اينجا نبودم
شده تا حالا كاخ تصوراتت در مورد يكي كه عاشقشي يكي يكي فرو بريزه
حس بديه خيلي هم بد فكر نمي كردم به اينجا برسه به اين نقطه
كه ديگه حرفي نباشه تا بهش بگم فقط فكر مي كردم هموني هستي كه من هميشه منتظرش بودم ولي حالا
نه همه چيز عوض شده حالم خيلي بد بي اون واقعا نفس كشيدن برام سخته
هميشه پاي درددل كسايي مي نشستم كه به حال و روز الانم دچار شدن و تسليشون مي دادم
ولي فك نمي كردم من هم به اين روز بيافتم
غم اين روزهام بيشتر ا زهميشه شده خودمو تنهاتر از هميشه مي بينم
يه مدت كوتاه بود كه حس مي كردم يكي پيشمه كه ديگه از هيچي حتي نمي ترسم اما چه خيالي
بايد چي كار كنم شروع كنم به فراموش كردنش
نه نميشه
ولي بايد ديگه عادت كنم به نبودنش
عادت ...همه چيز عادت ميشه همه چيز
دلم گرفته راستي مراقب خودت باش نوبت دكتر يادت نره حتما برو
گل يخ عاشقانه دوست داشت شب بخير
مي توان در دست گرم و خسته ات
باغي از گلهاي زنبق را كشيد
مي توان در قلب عاشق پيشه ات
نغمه شاد هزاران را شنيد
مي توان در وسعت بحر دلت
باز هم مانند يك طوفان وزيد
مي توان در معني و مفهموم عشق
از همين امروز تا فردا رسيد
مي توان با يك كلام مهربان
همچو يك باران زمژگاني چكيد
مي توان وقت نصيحت اي پدر
هر كلامت را به دنيايي خريد
خوب مي دانم كه نمي توانم برايت هيچ چيز را جبران كنم مي دانم كه نمي توانم آرزوهايي را كه حتي براي لحظاتي در ذهنت تصور مي كني حتي كوچكترينشان را برايت برآورده كنم دل كوچكت حال از دل ما هم كوچيك تر شده اما براي دل كوچيكت هم نمي توانم كاري انجام دهم مرا به خاطر اين همه بدي ببخش پدر مهربانم اما تو بهتريني... براي ما با همه داشته ها و نداشته هايت . پاك نگه داشتن قلبهايمان در اين دنياي تاريك بزرگترين نعمتي بود كه مي توانستي به منو خواهرم بياموزي.
پدرم بخاطر همه چيزهزاران بار ممنون
دختر كوچكت را به خاطر ناتوان بودنش ببخش
روزت مبارك
وقتي تو نيستي نه هستهاي ما چنان كه بايدند نه بايدها.
مثل هميشه حرف آخرم و آخر حرفم را با بغض مي خورم.
عمريست لبخندهاي لاغر خود را در دل ذخيره مي كنم.
باشد براي روز مبادا.
ولي در صفحه هاي تقويم روزي بنام روز مبادا نيست.
آن روز هرچه باشد ، روزي شبيه ديروز ، روزي شبيه فردا ، روزي درست مثل
همين روزهاي ما است.
وقتي تو نيستي نه هستهاي ما چنان كه بايدند نه بايدها.
هر روز بي تو روز مبادا است.
نميذارم هميشه اينجوري بمونهههههههههههههههههههه
قربون شكل ماهت برم مننننننننننننننننننننن خيلي دوستت دارم
فقط یه گوشه ای برای گریه کردن کردن پیدا می کنی تا جائی که نگاه مردم هم برام مهم نباشه و فقط زار می زنی ولی به همون خدایی که می پرستی این وقت خیلی کم نیست به قرآن خیلی کم خیلی بدون خنده های پدر دیگه مگه میشه زندگی کرد نههههههههههههههههههههههههههه
وقتی بهت بگن برای در کنار پدر بودن فقط 6ماه دیگه وقت داری چی کار می کنی؟
خوش به حال اونایی که باباهاشون حالا حالاها پیششونن قدرشونو بدونین
آن زمان که عاشق می شوی
و می دانی که عشقی هست
و باور داری کسی که تو را دوست دارد
و در آن شبهای سرد و يخبندان با تو می ماند..
در آن لحظات می فهمی دوست داشتن چقدر زيباست .....
و آن زمان که کسی در فراسوی خيال تو نيست
و تو تنهای تنها در جاده های برهوت زندگی قدم می زنی
تنها اوست که به تو
آرامش خيال می دهد.....
کلام آخر
خدايا از عشق امروزمان براي فرداهامان چيزي کنار بگذار..
براي آن روزي که فراموش ميکنيم عاشق بوده ايم ...
يک مشت... اندازه ي يک لبخند..يک خاطره اندازه ي يک نگاه ..
برای روز میلادت اقاقی ها به سور نشسته اند... تولدت مبارک عزیزم
//بهترین بهترین من //
زردو نیلی و بنفش
سبزو آبی و کبود!
با بنفشه ها نشسته ام،
سال های سال، صبح های زوددر کنار چشمه ی سحر
سر نهاده روی شانه های یکدیگر
گیسوان خیس شان به دست باد
چهره نهفته در پناه سایه های شرم
رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم
می ترواد از سکوت دلپذیرشان
بهترین ترانه،
بهترین سرود!
مخمل نگاه ابن بنفشه ها
می برد مرا سبک تر از نسیم
از بنفشه زار باغچه
چشم تو –که رسته در کنار هم-
زردو نیلی و بنفش
سبزو آبی و کبود
با همان سکوت شرمگین
با همان ترانه ها و عطر ها
بهترین هر چه بودو هست
بهترین هر چه هست و بود !
در بنفشه زار چشم تو
من زبهترین بهشت ها گذشته ام
من به بهترین بهارها رسیده ام
ای غم تو همزبان بهترین دقایق حیات من!
لحظه های هستی من از تو پر شده ست آه!
در تمام روز ،در تمام شب، در تمام هفته، در تمام ماه.
در فضای خانه کوچه راه
در هوا ،زمین،درخت،سبزه،آب
در خطوط در هم کتاب
در دیار نیلگون خواب!
ای جدائی تو بهترین بهانه گریستن!
بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام.
ای نوازش تو بهترین امید زیستن!
در کنار تومن زاوج لذتی نگفتنی گذشته ام.ا
ز بنفشه زار چشم تو
برگ های زردو نیلی و بنفش
عطرهای سبزو آبی کبود.
نغمه های ناشنیده ساز می کنند
بهتر از تمام نغمه ها و سازها !
روی مخمل لطیف گونه ها
غچه های رنگ رنگ ناز.
برگ های تازه تازه باز می کنند
بهتر از تمام رنگ ها و رازها!
خوب خوب نازنین من!
نام تو مرا همیشه مست می کند
بهتر از شراب
بهتر از تمام شعرهای ناب!
نام تو ، اگر چه سرود زندگی است
من ترا به خلوت خدائی خود:(
( بهترین بهترین من )) خطاب می کنم.
بهترین بهترین من!
هزاران هزار بار تولدت مبارک عزیزم یه بغل ستاره تقدیم به تو
گوشه ای از زندگی نی نی من
لطفا فقط به چشم برادری نگاش کنید در غیر این صورت اصلا نگاش نکنید !!!
چهره نی نی وقتی عصبانیه
نی نی در حال شنا
نی نی در حال خوردن شست پاش
نی نی وقتی لا لاست
اینجا نی نی داره خواب منو می بینه
نی نی اینقد فک نکن میام پیشت خب
اینم نی نی درحال پول در آوردن واقعا خسته نباشی گلم
اینم منم که دارم برات گل می چینم گرچه امروز از یکی دیگه گل گرفتم ولی من یه سبد دارم برات گل می چینم
ببخشید امیر جونم اگه چشن تولدمون بدون کیک بود ولی اینم کیک حالا مث پشرای گل شمعها رو فوت کن
هورا هورا تولدت مبارک
اینم من که بعد از فوت کردن شمعها خیلی احساساتی شدم دست خودم نبود
دردت که نیومد قربون کله کچلت برم ببین اگه از کفشهام خوشت اومده اونا رو هم به تو میدم می خوایش
همینو قبول کن
امیر جونم دوست دارم
کسی آهسته می خواند سرود خوب بودن را
و این اندوه در مانده تو را می خواهد ا ی رویا
تو را که رنگ و بوی توهوای تازگی دارد
طلوع روز خوشبختی کلام سادگی دارد
تو راکه مثل خواب گل لطیف و نرم و زیبایی
حدیث روشنی بخش دل غمگین تنهایی
تو را که مثل شب بوها گل گلدان احساسی
به رنگ مریم و پونه ،شمیم غنچه یاسی
توراکه مثل شبنم ها زجام عشق لبریزی
رها از رخوت و غربت ،جدا از اشک پاییزی
تو را می خواهم ای رویا،تو را که جنس بارانی
میان دفتر قلبم بگو تا کی تو می مانی
چرا گرفته دلت مثل اینکه تنهایی
چقدر هم تنها
خیال می کنم
دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی
دچاریعنی
عاشق
و فکر کن که چه تنهاست
اگر ماهی کوچک دچار آبی بیکران باشد
چه فکر نازک غمناکی!
و غم تبسم پوشیده ی نگاه گیاه است.
و غم اشاره ی محوی به رد وحدت اشیاست.
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست
ونه وصل ممکن نیست
همیشه فاصله ای هست
همیشه فاصله ای هست دچار باید بود
و گرنه زمزمه ی حیرت میان دوحرف
حرام خواهد شد
وعشق
سفر به روشنی احتزاز خلوت اشیاست
وعشق
صدای پای فاصله هاست
صدای فاصله هایی که
غرق ابهامند
نه، صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند
و
با شنیدن یک هیچ می شوند کدر...
به صدای قلبم گوش کن ،دیگر نای صدا کردن هم ندارد !
به حرفهایت وقتی فکر می کنم به دنیای پنهان تو می برد مرادیگر از نامردیهاخسته ام و زیر سکوت قلبهای آهنی می شکنمامشب می خواهم به یاد قشنگ تو شاد باشم به خدای پروانه ها سوگند دلم را برای با طراوت ماندن نذر کرده ام و سبز بودن را ازخدا می خواهم می دانم که نگاهت پاکتر از آیینه و آب است به خدای آسمانها به قناریها که عاشقانه می خوانندسپرده ام موسیقی انتظار سر دهند.
ای کاش یکی بود و بهم می گفت که اون کجاست آخه باهاش خیلی
کار دارم دلم میخواد بیاد روبروم بشینه و من براش درد دل کنم
یه دل سیر ...
ولی هیچ جا پیداش نمی کنم نیست نکنه
از من فرار می کنه هر چی می گردم مث اینکه پیش همه میره الا من
شایدم اینقدر کوچیکم که منو نمی بینه تا بیاد پیشم
آخه کجایی پس؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
اگه کسی میدونه میشه به منم بگه......منتظرم
سفره هفت سین خونه امسال از همیشه قشنگ تر شده بود حیفم اومد
سفره به این قشنگی که چیده بودم همه تو خواب باشن و سال تحویل شه
خلاصه با بد بختی همه رو با منت بیدار کردم درست یه کمی عصبانی شدن
ولی وقتی بیدار شدن خیلی خوشحال شدن که سال تحویلو از دست ندادن
منم خیلی اون لحظه خوشحال بودم که بابایی تونست بیدار بشه و بیاد
بزرگ ترین عیدی بود برام امیدوارم سالهای زیادی پیشمون بمونن
هم بابایی هم مامانی
و تموم بابا و مامانهای دنیا
راستی گفتم عکساشو بذارم شما هم هنرمو ببنید
بهار ،زندگی ، عشق، صفا همه از آن تو باد ، تو بیشتر لایق آنی...
برای تو می نویسم
که از همه بهارها به فروردین نزدیک تری ،
برای تو
که از همه اردیبهشت ها به بهشت نزدیک تری و شبیه تری ،
برای تو که پائیز را دوست داری و
نیز زمستان را از خانه ات نمی رانی .
من از همه زمستانها سردترم می دانم
ولی هیچ شبی بی یاد کبوتران در برف مانده نخوابیده ام .
برای تو می نویسم
حرف هایم را در برف مگذار،
به آیینه ها بگو از واژه هایم روی برنگردانند ،
برای چشم هایم نامه بنویس .
برای ناامیدیشان...
(( سال نو مبارک ))